خرید بک لینک
وقتی همه جا یه خاطره کوچیکم داشته باشی، جرات نمیکنی پاهاتو از خونه و اتاقت بیرون بذاری...

اوج بدبختی اونجاست که توی خونه هم کلی باهاش خاطره داشته باشی...

غذا پختنا، فیلم دیدنا، بازی کردنا، ....

کجای این شهر و استان برم که بتونم بهش فکر نکنم؟؟

همیشه از اینکه بخوام انقدر ناامید (به قول بعضیا چسناله) بنویسم متنفر بودم،

اما تنها جایی که میتونم خودمو تخلیه کنم اینجاست...

همه جبهه گرفتن روبروم و من تنهای تنها موندم،

حداقل هم خدای بالاسر و هم خودش میدونن که عشق و علاقه بینمون الکی نبوده و نیست...

همه میگن چرا مزاحمش میشی؟!

اما خوده لعنتیش میدونه که مزاحمت نیست، جفتمون همو دوس داریم از ته وجود...

ولی دلیل این اتفاقا رو نمیفهمم!!

شاید خیلی اتفاقا بیوفته که هیچکس دوس نداره!!

شاید...

پ.ن: الهم اجعل وفاتی

برچسب: سومین شب ماه عسل,سومین شب قدر,سومین شب ماه عسل 95,سومین شب مولاست,سومین شب جشنواره موسیقی فجر,سومین شب جشنواره تی تی,سومین شب از ماه محرم,سومین شب شعر سپندوار,اعمال سومین شب قدر,دعای سومین شب قدر, نویسنده: رها میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 23:58

صفحه بندی