ششمین شب - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 3:51
پنجمین شب - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 19:20
دیدین هرچقدر میخوای به موضوع خاصی فکر نکنی، بدتر میشه اوضاع؟؟! دقیقا حال این روزای منه... xa0 از کدوم بدبختیم بگم؟ کدوم زمان رو تعریف کنم که میدونستم جریان چیه اما باید خفه میشدم و حرف نمیزدم؟ xa0 _ از این بگم که کسی که بجای من آورده، خونش دقیقا اونجاییه که ما توی پارکش کلی خاطره داشتیم، یکی دو بار ...
چهارمین شب - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 12:28
هر جا میرم، هر کار میکنم، حتی هر حرفی میزنم، صد تا خاطره هز ذهنم رد میشه... ای کاش انقدر خاطره نمیساخت... ای کاش اتفاقی میفتاد که فراموشی بگیرم، چجوری میتونم اونهمه خاطره و زندگی و فراموش کنم آخه؟! احمقانه ترین پیشنهاد عمرمو امروز دادم، اگه اوکی بشه یه درده، اگه اوکی نشه هزار درد... اما من این هزار ...
سومین شب - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 23:58
وقتی همه جا یه خاطره کوچیکم داشته باشی، جرات نمیکنی پاهاتو از خونه و اتاقت بیرون بذاری... اوج بدبختی اونجاست که توی خونه هم کلی باهاش خاطره داشته باشی... غذا پختنا، فیلم دیدنا، بازی کردنا، .... کجای این شهر و استان برم که بتونم بهش فکر نکنم؟؟ xa0همیشه از اینکه بخوام انقدر ناامید (به قول بعضیا چسناله...
+ - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 23:58
وقتی از شدت بغض نمیتونی اروم بگیری و بخوابی، نتیجش میشه اینکه باید این وقت شب بری توی حیاط و زیر بارون خودتو خالی کنی... xa0 روزهای آرامشم ارزوست... xa0 پ.ن: الهم اجعل وفاتی
عاشقتم بهترینم :* - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
من بـــهـــــــــــــــانه می گیرم وتــــــــــــــودهانـــــم رابا یک “بـــــــــــــوســــــــه” ببند…
خیلی خوشحالم از اینکه - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
زندگی خیلی خوبه ؛ چون که خدا تو رو داده روز تولدم، برام ؛ فرشتهشو فرستاده xa0 خدا مهربونی کرد ؛ تو رو سپرد دست خودم دست تو گرفتمو ؛ فهمیدم عاشقت شدم xa0 آورده دنیا یه دونه ؛ اون یه دونه پیش منه خدا فرشته هاشو که ؛ نمیسپره دست همه xa0 تو نمیومدی پیشم ؛ من عاشق کی میشدم؟ به خاطر اومدنت ؛ یه دنیا ممنون...
29 بهمن ماه 1393 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
و ایــنــگــونــه بــود کــه... در این روز خانومه خونه به یکی از خواسته هاش رسید و بالاخره بینی ــش رو آنکارد(عمل) کرد...
I lovE U LikE A LovE SonG BabY... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
تنها برای چشمان تو می نویسم تا بدانی محبت و عشق را در چشمان تو اموختم تنهایم مگزار که عاشقانه تو را دوستت دارم! عاشقانه ای که تمام لحظاتش را با تو آموختم...
Done! - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
+ قرار بود همه جلو عشقمون سر تعظیم فرو بیارن اما عشقمون ب افسانه ها پیوست و هیچوقتم همیشگی نشد... 1394.04.31
Dn... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:33
عشق من و تو هیچ پایانی نداره... این رو به همتون ثابت میکنم. هم به تو... هم خانواده هامون. هم اون عوضی هایی که در گوش تو خوندن و باعث شدن این اتفاق بیوفتن... . . . تو مال منی
آخرین حرف - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:33
اولین شب - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:33
نمیدونم از کجا شروع کنم اما اینو میدونم خیلی خیلی تنها شدم اینم میدونم که راحت ترین واحمقانه ترین کار ممکن رو انجام داد... xa0 " خب رواااانییییی با این کارت فقط خودتو جلوشون خراب کردی که چی بشه؟؟ ینی یه آدم با اون شخصیت (سیگار، قلیون، و...) xa0انقد ارزش داره؟؟ یا اینکه چون اومده جلو دیگه نباید ولش ک...
دومین شب - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:33
وقتی همه مقابلت قرار میگیرن، وقتی هیچکس رو نداری که ازت دفاع بکنه، وقتی حتی خودت نمیتونی حرفاتو بزنی، چیکار میشه کرد جز اینکه توی لاک تنهایی خودت فرو بری؟! خیلی حرف دارم، خیلی دلم پره، اما به هیچکس نمیتونم حرفامو بگم، فقط باید خفه بشم و با خودم درد و دل کنم... تنها کاری که بلد نیستم تنها بودنه، چون ...

برچسب‌های مرتبط

پنجمین شب کانون کارگردانان سینمای ایران | پنجمین شب فیلمنامه نویسان | پنجمین شب کانون کارگردانان سینما | پنجمین شب کارگردانان سینما | پنجمین شب کانون کارگردانان | پنجمین شب فیلمنامه | پنجمین شب کارگردانان | پنجمین شب کانون کارگردانان ایران | چهارمین شب ماه عسل 95 | چهارمین شب موسیقی صحنه